پسرم سلمان... دخترم آوین

سلمان به معنی سالم و مبّرا از عیب و نقص و آفت ....... آوین به معنی به زلالی آب و درکردی به معنای عشق

تست!!!!!!!!!!
ساعت ٤:٢۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ امرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

 

این تست فقط 3 پرسش دارد و جواب ها شما را شگفت زده خواهند کرد.

 


جواب ها را نخوانید زیرا مغز مانند چتر نجات عمل میکند،وقتی که باز است بهتر کار میکند.


اگر به جواب ها نگاه کنید نتیجه درستی نخواهید گرفت.


یک قلم و کاغذ بردارید و جواب ها را بنویسید.


این یک تست صادقانه است که اطلاعات زیادی از خودتان به شما می دهد.


حالا شروع کنید.....!!!



1- نام های این حیوانات را به ترتیب علاقه خود قراردهید:


گاو


ببر


گوسفند


اسب


خوک


2- یک کلمه برای توصیف اسامی زیر بنویسید:


سگ


گربه


موش صحرایی


قهوه


دریا


3- به کسانی فکر کنید (کسانی که شما را بشناسند وبرای شما مهم باشند) و آن ها را به رنگ های زیر ربط دهید (افراد تکراری نباشند. برای هر رنگ،نام یک فرد).


زرد


نارنجی


قرمز


سفید


سبز


توجه: جواب های شما باید دقیقاً همانی باشند که مطلوب شماست.


حالا تعابیروتفاسیر جواب هایتان را بخوانید.



1-


گاو یعنی "کار."


ببر یعنی "غرور و فخر."


گوسفند یعنی "عشق."


اسب یعنی "خانواده."


خوک یعنی "پول."


2-


توصیف شما ازسگ،"شخصیت شماست."


توصیف شما ازگربه،"شخصیت شریک زند گی تان است."


توصیف شما ازموش صحرایی،"شخصیت دشمن شماست."


توصیف شما ازقهوه،"تعبیر شما از رابطه زناشویی است."


توصیف شما ازدریا،"زندگی خود شماست."


3-


زرد : "کسی که هیچ وقت فراموشش نخواهید کرد."


نارنجی : "کسی که به نظر شما دوست واقعیتان است."


قرمز : "کسی که شما به اوعشق می ورزید".


سفید : "جفت روح شما."


سبز: "کسی که تا آخرعمرتان او را به خاطر خواهید داشت."



(( این تست از "دالایی لاما" است. ))

(برگرفته از وبلاگ دوستی به نام سروناز)

خب واسه من که خیلی دقیق نبود ، 

جوابای من :

اسب ،ببر ، گاو ، گوسفند و خوک !!!!!!

وفادار ، ناز!، بدبخت ،........(این خصوصیه )، آرامش 

مامان ، علی (برادرم)، سلمان ، حسین(همسرم) ، بابا

جوابای همسرم:

ببر ، اسب ، گاو ،گوسفند ،خوک

وفادار ، ملوس ،چابک ،........(این خصوصیه ) ، بزرگ 

من!!!، علی (برادرش)،باز هم من ، سلمان!!!!!،پدرش

 


 
خبر خوش
ساعت ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

دنیای جدید مجازی خوبیهایی داره وصف ناشدنی ، مهمترینش داشتن دوستهایی هستند که بدون این دنیا هیچ وقت قادر نبودم با اونها اشنا شم . 

دوستهایی که گاه اسم واقعیشون را نمیدونم ولی از صمیم قلب دوستشون دارم و دوستانی که حتی از وجود من خبر ندارن ولی در غم ها و شادیهاشون شریکم !!!

دوستی دارم به نام شقایق ، دختری هنرمند و نمونه . نمونه بارز هنر و اخلاق . انقدر خاص و دوست داشتنیه که حد نداره . متاسفانه چند ماه پیش خبر بیماری دختر هفت ماهه اش را شنیدم . هر وقت اسم دعا میومد یکی از اولین چهره هایی که به یادم میومد سوژین دختر شقایق بود . با وجودی که نسبت به بیماریها به خصوص بدخیمی ها خیلی بدبین بودم همیشه ته دلم مطمئن بودم شقایق سلامتی سوژین را از خدا میگیره . 

امروز خبر سلامتیش را شنیدم . خبر سلامتی کوچولویی که با تن ضعیفش به پشتوانه مادرش  شیمی درمانی را تحمل کرد و خدا را شکر سلامتیش را باز یافت 

خوبی دنیای مجازی همینه . امروز خیلی ها شادن!!

dokhtaramsoujin.blogfa.com 


 
تولد به سال قمری
ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: سلمان

 

یکسال از روری که خدا یکی از بزرگترین هدیه هاش را به ما داد گذشت

الهی ! شکرت !

اللهم احفظه و اجعله من خیر انصار مولانا صاحب الزمان و اعوانه و شیعته

.......................................................................................................................

مامان چه خبره؟ چرا منو از خواب بیدار کردی؟!!!!!!!!!

 

تولد دیگه چیه؟ قمری چیه؟?

اهان کم کم دارم متوجه میشم،

پس کادو تولدم کوووووووووووووووووو؟؟؟؟؟

 


 
مماخ!!!!!!!!!
ساعت ۱:٥٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: سلمان

سلمان داره کم کم اجزای صورتش را میشناسه ولی در این زمینه یک کم خشنه !!! اینجا داره مماخش!!!‌را نشون میده .

با این اوضاع همه میترسن ازش بخوان چشماش را نشون بده!!!!!!!

 


 
دست !!! کمک
ساعت ۱:٤۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٢ امرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: سلمان ، شعر کودک ، مادرانه

سلمان یکی یکدانه همه فامیله ، از سمت مادر که اولین نوه و اولین نتیجه است و با کوچکترین بچه حدود ده سال فاصله سنی داره ، از طرف پدری هم چون دختر عمه هاش ایران نیستن یه جورایی باز یکی یکدونه میشه.

واسه همین حسابی عزیز دردونه هست!!! 

پدر بزرگ مهربون سلمان هم حسابی دوسش دارن و تو محبت به سلمان سنگ تموم میذارن 

سلمان را بغل میکنن و واسش شعر میخونن

یکی از این شعر ها اینه :

دس *به دس برگ عدس!!

گربه مندیلشو* میبس

سر بازار مینشس

 

شعر باید از اشعار شیرازی باشه ولی متاسفانه شعر کامل را هیچکس از اطرافیان بلد نیست!!!

و همه فامیل ما کنجکاو شنیدن ادامه شعر هستیم

بدین وسیله از همه دوستان و اشنایان!!! تقاضا میشود در صورت اطلاع از ادامه شعر ما را در جریان قرار دهند و خانواده ای را از نگرانی *!!!!!!!! خارج کنند!!!!!!!

پ ن :

1.مندیل = دستار و عمامه

2.دس =دست

3.نگرانی = بابا همه تو کف ! بقیه شعر و تکلیف این گربه و عمامه سر بازاریم!!!!!!! 


 
اولین شکلات
ساعت ٥:٠٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ امرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: سلمان

اخه شما هم جای من بودین و مامانتون میبردتون یک فروشگاه پر از شیرینی و شکلات و دستتون به قفسه ها میرسید ، یه دونه شکلات برمیداشتین دیگه !

اینم نتیجش!!!!!

پ.ن : البته عکس با موبایل گرفته شده ، بچم!! انقدرا هم سبزه نیست !!!!!!


 
و ان یکاد بخوانید و در فراز کنید
ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ امرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: سلمان

سلام 

کلا من با این دوربین مشکل دارم !! یا باید عکاس باشم یا نمیذارم عکس بگیرن 

واسه همین مامانم نمیتونه عکس هنری از من بگیره و بذاره اینجا 

 

 

 


 
Old MacDonald
ساعت ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٤ امرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: شعر کودک

 

سلمان عاشق این اهنگه و همراهش میگه :مووووووووموووووو

 

Old Macdonald had a farm, E-I-E-I-O

And on that farm he had some cows, E-I-E-I-O

With a "moo-moo" here and a "moo-moo" there

Here a "moo" there a "moo" Everywhere a "moo-moo"

Old Macdonald had a farm, E-I-E-I-O

And on that farm he had some chicken, E-I-E-I-O

With a “cluck-cluck” here and a “cluck-cluck” there Here a “cluck” there a “cluck” Everywhere a “cluck-cluck”  With a "moo-moo" here and a "moo-moo" there Here a "moo" there a "moo" Everywhere a "moo-moo"

Old Macdonald had a farm, E-I-E-I-O

And on that farm he had some sheep, E-I-E-I-O

With a "baa-baa" here and a "baa-baa" there Here a "baa" there a "baa" Everywhere a "baa-baa" With a “cluck-cluck” here and a “cluck-cluck” there Here a “cluck” there a “cluck” Everywhere a “cluck-cluck” With a "moo-moo" here and a "moo-moo" there Here a "moo" there a "moo" Everywhere a "moo-moo"

Old MacDonald had a farm, E-I-E-I-O

And on that farm he had some pigs, E-I-E-I-O

With an “oink-oink” here and an “oink-oink” there Here an “oink”, there an “oink”, Everywhere an “oink-oink” With a "baa-baa" here and a "baa-baa" there Here a "baa" there a "baa" Everywhere a "baa-baa" With a “cluck-cluck” here and a “cluck-cluck” there Here a “cluck” there a “cluck” Everywhere a “cluck-cluck” With a "moo-moo" here and a "moo-moo" there Here a "moo" there a "moo" Everywhere a "moo-moo"

Old Macdonald had a farm, E-I-E-I-O

And on that farm he had some ducks, E-I-E-I-O

With a "quack-quack" here and a "quack-quack" there

Here a "quack" there a "quack" Everywhere a "quack-quack"   With an “oink-oink” here and an “oink-oink” there Here an “oink”, there an “oink”, Everywhere an “oink-oink”   With a "baa-baa" here and a "baa-baa" there Here a "baa" there a "baa" Everywhere a "baa-baa"   With a “cluck-cluck” here and a “cluck-cluck” there Here a “cluck” there a “cluck” Everywhere a “cluck-cluck”   With a "moo-moo" here and a "moo-moo" there Here a "moo" there a "moo" Everywhere a "moo-moo"

Old Macdonald had a farm, E-I-E-I-O.

 


 
DENVER II
ساعت ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٤ امرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: مادرانه

این فرم یکی از بهترین فرمهاییه که میشه به یک مادر نگران هدیه کرد . یک فرم اماری که واسه ارزیابی تکامل کودک استفاده میشه 

 

 

 

http://www.firooz.com/upload/images/0uvlf67rb8d0wkeurf6c.png

این هم لینک عکس واسه مشاهده با کیفیت بهتر

 

پ.ن: محور افقی سن کودکه و محور عمودی مهارتهاشه هر مهارت یک مستطیله که هفتاد و پنج در صد اطفال این مهارت را تو قسمت سفید انجام میدن و تا نود درصد تا سنی که اخر مستطیله این مهارتها را بدست اوردن بهترین راه استفاده اینه که فرم را پرینت کنی و یک خط کش بذاری رو سنش و ببینی تو اون ستون چه مهارتهایی هست البته یک کم هم جنبه نیاز داره که اگه یک مهارت را دیر تر یا زودتر بدست اورد دست و پات را گم نکنی!


 
قان قان
ساعت ۱:٤۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: مادرانه

l


من اسباب بازیم ماشین مامانه!!!!!!! الان هم دارم دنده عبق!!!!!!!!!! میگیرم حواسمو پرت نکنین!!!!!!!!!!!!

پ.ن: فعلا علی الحساب این عکس سلمان تا بازم بیام البته عکس مربوط به یکماه پیشه!!!!

 
سلمان ۱۱ ماه و چهار روزه!!!
ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٩ امرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: مادرانه

یازده ماه و چهار روز شیرین و به یاد موندنی را گذروندیم

من و سلمان!!!

دلتنگ روزهای رفته و منتظر روزهای پیش روییم.

هر بار به سلمان نگاه میکنم قلبم فشرده میشه از عشق !!!!!!! نمیدونم چرا حس میکنم قلبم فشرده میشه ولی واقعا احساس فشار + شادمانیه 

سلمان با سرعت باور نکردنی در حال پیشرفته

پیشرفتای حرکتیش زیاد سریع نیست ولی تو مهارت بازی و مهارت زبونی!!!!!! خیلی خوب پیش میره

به حرف زدن خیلی علاقه داره 

هر حرفی ما میزنیم و هر شعر و داستانی که واسش میخونیم را با اوا تکرار میکنه 

کلمات ماما ، بابا ، بَه بَه ، اَم (غذا) ، بَه(خوشمزه!) ، یِ(یک)، دِه (سه)، شا پش (چهار پنج)، دَس (دست) ،پَ ( پر) ،بُدُو ، مَنه (مال منه!) پشی (پیشی) را به کار میبره 

فوت میکنه و سوت میزنه البته نتیجه هر دو کار یکیه و میگه سسسسسس و فوت میکنه!!!

آهنگ old Mac Donald را خیلی دوست داره و همراه تمام حیوانات از خودش صدا میسازه!!

کلاغ پر بازی میکنه و سه چهار بار تنهایی انگشتش را میذاره زمین و برمیداره و میگه پَ بعدش هم دست میزنه!(احتمالا جاییه که سلمان! را هم گفته پر!!!)

با لگو هاش بازی میکنه و میتونه دوتاش را به هم بچسبونه! و جدا کنه 

با مداد و خودکارای من خط خطی میکنه البته در حد دوتا خط چون بعدش باید کاغذش را پاره کنه!!

 

دستمال را میگیره و دست و دهانش را تمیز میکنه بعدش

 

دستمال به دست تمام خونه را تمیز میکنه !!

دست به وسایل باباش میزنه ، خودش میخنده و میگه دَسسسسسسسسس! یعنی دست نزن

هر کسی ازش دور بشه واسش بای بای میکنه

عاشق دست زدنه 

عاشق ارتفاعه از اسکی فضایی و میز هال بالا میره و اون بالا داد میزنه شا ، پش!!!!!!! احتمالا شمارش واسه پایین پریدنه ولی تا الان همیشه سر پش!! رسیدم و نجاتش دادم

عاشق راه رفتن با کمکه

اگه یکدفعه دستش را رها کنم و متوجه نشه حدود یک متر میره و میفهمه رها شده و خودش را پرت میکنه رو زمین!!!!!!!

عاشق کار با کنترله باید تلویزیون را روشن کنه با کنترل بازی کنه تا خیالش از سلامت تلویزیون راحت بشه اگه کنترل کار نکنه واویلاست!!!!!!!

تلفن را برمیداره و بازی میکنه اگه دستش به تنه اصلی برسه که یک ساعت مجبوریم پیغامهای تلفن را گوش کنیم !!!!! اگه فقط گوشی باشه باید دو دقیقه یکبار چک کنیم که شماره نگرفته باشه تا حالا چند بار از تلفنای حافظه استفاده کرده و احوال مامانجون و عمو جون و دایی جون و خاله جون را جویا شده!!!!!!!!! 

عاشق برف پاک کن ماشینه !!!

زبونش و دستاش را میشناسه و نشون میده 

و محبوبترین فعالیتش باز و بسته کردن در بطریه!!! اگه در یخچال باز شد و سلمان دید باید همه بطریها را چک کنه بعد اجازه میده در یخچال را ببندم

و .......

کلا روز به روز شیرینتر و عزیزتر میشه