پسرم سلمان... دخترم آوین

سلمان به معنی سالم و مبّرا از عیب و نقص و آفت ....... آوین به معنی به زلالی آب و درکردی به معنای عشق

آرایشگر
ساعت ٩:٢٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ مهر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: سلمان

یکی از پر رنگ ترین خاطرات دوران کودکیم اینه که موهام را با قیچی کوتاه میکردم و در مقابل شکایت و ناراحتی مادرم همیشه میپرسیدم : خب این همه مو ... حالا من چند نخ مو را بچینم چی میشه ؟ 

امروز همین سوال را پسرک سه ساله ام از من پرسید ..... و هر چه توضیح دادم که فرم و نظم موهات به هم میریزه قبول نکرد .....به نظرش موهاش خیلی مرتب شده و خیلییییییییییییی زیبا شده  

ادعا میکنه میتونه مثل آرایشگرهای حرفه ای موهاش را مرتب کنه ..... و سند این ادعا دسته مویی هست که توی دستاش گرفته و پافشاری میکنه که : ببین خودم تونستم بچینم ..... 


 
مادر
ساعت ٤:٠۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ مهر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: مادرانه

خدایا .... بهشتت هم برای زیر پای مادرم کم است .... ولی همه بزرگی و مهربانیت را با این که گفتی بهشت را زیر پای مادران میگذاری نشان دادی...

مادر عزیزم ... گرچه میدانم هیچ وقت اینجا را نخواهی خواند .... ولی هر روز با هر نفس بیشتر به قدرت و مهربانی و مادری هایت پی میبرم .... کاش فاصله ای بین ما نبود تا روزی هزار بار دستانت را ببوسم

من مادرم .... با وجود ضعف هام ... با وجود کم کاریهام ... با وجود خستگی های جسمی و روحیم .....من مادر یک پسر سه سال و دو ماهه ام و از اول راه فهمیدم که چه راه دشواری در پیش رو دارم ..و روز به روز دشواریهای جدیدی را با تمام وجود حس میکنم ... مادر بودن به اندازه همه ی دنیا شیرینه ولی به همین اندازه دشوار ..... من مادرم و میبینم وحس میکنم که مادر بودن میتونه تا عرش انسان را بالا ببره ......خدایا .... کمک کن باطن وجود و مادر بودنم هم بتونه در حد و اندازه اسم مادر باشه 

 

میدونستم  که مادر بودن فقط به دنیا اوردن و بزرگ کردن یک بچه نیست ....میدونستم که تربیت بچه خیلی سخته ولی مدتیه با تمام وجود حس میکنم  که تربیت بچه خیلی  خیلی خیلی سخت تر از چیزیه که همیشه فکر میکردم .... و هر بار سختی این راه را حس میکنم بیشتر از قبل قدردان زحمات مادرم و مادر همسرم میشم .....

گرچه زمانی برای این قدر دانی از مادر همسرم نداشتم .....خدا این نعمت را خیلی زود از ما گرفت و یه بغض به جاش توی گلومون گذاشت .... یه بغض که هر بار با دیدن اسم مادر .. با دیدن محبت مادربزرگها به نوه هاشون .... با دیدن هر عروس و مادر شوهری میباره ... کاش بود و میتونستم دستاش را ببوسم ... کاش بود و میتونستم بگم که حق داره ... در همه موردی حق داره .... ،حق داره چون مادره ..... حق داره چون تمام خوبیهای همسرم را مدیون اونم .... مدیون مهربانیهاش.....کاش بود و میتونستم بگم که الان میفهمم  دلشوره هاش را ..... الان میفهمم وقتی از ما در مورد غذایی که میخوردیم میپرسید حق داشت .... نگران بود، .... کاش بود و حلالم میکرد ........


 
تقدیم!
ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ مهر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: وصیت

متن زیر را از طریق ایمیل دریافت کردم.... واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم.... کاش نسل بچه های ما به دور از همه این مشکلات و دردها باشه ...... امیدوارم به همت همه مادران ،این بیماریهای رفتاری شایع هم ریشه کن بشه .... کاش برای نسل بچه های ما انسانیت ارزشمند تر از مادیات باشه .....

اخیراً کتابی با عنوان "اقتدار گرائی ایرانی در عهد قاجار" با قلم استاد علوم سیاسی دکتر محمود سریع القلم به بازار نشر عرضه شده است.

آنچه که مرا بیش از موضوع و متن کتاب تحت تاثیر قرار داد، صفحه "تقدیم" است که نویسنده در ابتدای کتاب خود آورده و از دیدگاه من، در نوع خود کم نظیر است :

  

تقدیم به ایرانیان زیر ده سال، که در آینده برای کسب ثروت، به نهاد دولت نزدیک نخواهند شد!

برای افزایش قدرت کشور، ثروت تولید خواهند کرد؛ ظرفیت نقدپذیری و اصلاح تدریجی را در خود پدید خواهند آورد.

از فرهنگ واکنش های سریع به خویشتن داری، ارتقاء فرهنگی پیدا خواهند کرد.

از فرهنگ شفاهی و غیر دقیق به فرهنگ مسئولانه مکتوب، انتقال تمدنی پیدا خواهند نمود.

از رفتارها و کارهای کوتاه مدت به گستره دراز مدت، رشد فکری پیدا خواهند کرد.

تضعیف، تخریب و انتقام را از فرهنگ سیاسی خود حذف خواهند نمود.

به رشد فکری و استقلال فکری از طریق مطالعه حداقل دو ساعت در روز روی خواهند آورد.

برای ایرانیان دیگر از رانندگی گرفته تا کسب قدرت، حقوق قائل خواهند شد.

از رشد و موفقیت دیگران به طور واقعی خوشحال شده و درس خواهند آموخت.

غرور بی جا، حسادت و ناجوانمردی را به سکوت، احترام و گذشت تبدیل خواهند کرد.

دروغ گوئی و وارونه جلوه دادن واقعیت ها را از نظام معاشرتی خود با دیگران حذف خواهند نمود.

برای کسب قدرت،به اصل رقابت و فرصت برای دیگران اعتقاد خواهند داشت.

و پس از رسیدن به قدرت، فقط دوره محدودی، صرفاً برای تحقق کارهای بزرگ، در قدرت خواهند ماند.

 

 این کتاب  ۲۳۵ صفحه ای در نشرفرزان روز و در شمارگان ۳۳۰۰نسخه و به قیمت ۷۵۰۰ تومان منتشر شده است.

 

انتشار این مطالب شاید بتواند به اندازه ذره ای ناچیز در ترویج گزینه های مثبت رفتار عمومی و فرهنگ سازی موثر باشد.

 

 برای آنانی که دغدغه ایران فردا را دارند بفرستید در دنیا هیچ چیزی به اندازه آموختن برای ساختن یک زندگی انسانی اهمیت ندارد و این آموزش از هر قوم و ملیتی میتواند باشد.

 

 

 


 
مان
ساعت ٥:٠۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ مهر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: سلمان

یک ، دو ، سه ، چهارمی دراز! مان......

بعید میدونم رمز گشاهای سازمان های جاسوسی هم بتونن رمز این کلمه را بگشایند !!!!!!!!!!..........

خب حالا یک راهنمایی..... 

وقتی نقاشی میکشیم یک سری رنگ من دارم و یک سری سلمان.... هرکدوم  با رنگ های خودمون نقاشی میکنیم .... و جهت تفکیک رنگ ها و کاغذ بالای کاغذ من مینویسیم مامان ! همینطور در هر فعالیت دیگه ای .... به همین دلیل کلمه مامان را از یک سال و نیمگی کامل میشناسه و وسط روزنامه هم میتونه پیداش کنه 

خب .... رمز گشایی شد؟

.........آآآآآآآآآفرین ......

امروز داشت تنهایی کاردستی درست میکرد و از من خواست اسمش را روی کاغذ کاردستی بنویسم 

من هم نوشتم ... و اینچنین خوانده شد "یک ، دو ، سه ، چهارمی دراز! مان......"

پ.ن: باورکنید از سوم دبستان بلدم دندونه های س را نذارم!!!!!!! ولی با مداد رنگی عظیم!! با قطر بیشتر از  چهارتا مداد،  نستعلیق نوشتن خنده داره!!


 
If you are happy
ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ مهر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: شعر کودک

If you're happy and you know it, clap your hands!
If you're happy and you know it, clap your hands!
If you're happy and you know it,
Then your face will surely show it.
If you're happy and you know it, clap your hands!

If you're happy and you know it, stamp your feet!
If you're happy and you know it, stamp your feet!
If you're happy and you know it,
Then your face will surely show it.
If you're happy and you know it, stamp your feet!

If you're happy and you know it, shout Hooray!
If you're happy and you know it, shout Hooray!
If you're happy and you know it,
Then your face will surely show it.
If you're happy and you know it, shout Hooray!

If you're happy and you know it, do all three!
If you're happy and you know it, do all three!
If you're happy and you know it,
Then your face will surely show it.
If you're happy and you know it, do all three!


 
خطر
ساعت ٢:٥٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳ مهر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: سلمان

خطرناک ترین جمله ای که این روزها به گوش میرسه اینه :" من الان یک پسر سه ساله ام "...... این یعنی هر کسی میشنوه باید با سرعت بااااااد به سمت صدا بدوه .... چون این جمله یعنی : میخوام یک کار خطرناک کنم ...مثل بالا رفتن از نردبام ، بدون کمک از خیابان رد شدن ، تنهایی رفتن روی پله برقی ، تلاش برای باز کردن کمربند ماشین ، بالا رفتن از نرده های بالکن ، بازی در ارتفاع و.............


 
تو!
ساعت ٢:٢٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ مهر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: سلمان
آدم باید یه 'تو' داشته باشه که هر وقت از همه چی خسته و نا امید بود بهش بگه : مهم اینه که تو هستی ، بیخیال ِ دنیا
 
کتاب
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢ مهر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: مادرانه

از دوران بارداری کتاب های زیادی در رابطه با بارداری و بچه داری خوندم .... کتاب های خوب و بد !!! 

ولی این کتاب جالبه ... یه جورایی متفاوته .... فعلا صفحه 120 هستم ولی تا اینجا که عالی بوده 

خوندنش را شدیدا!!! توصیه میکنم ..... حتی به مادرایی که فرزند نوجوان دارند .... 

کتاب دلنشین و دوست داشتنی و در عین حال مفیدیه

پ.ن: بسیار ممنونم از دوستی که این کتاب را به من معرفی کرد


 
آقای معلم
ساعت ٢:٥٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ مهر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: سلمان

قانون یکی از کلاسهای سلمان اینه که بعد از پایان کلاس بچه ها کمک میکنند ... کلاس را مرتب میکنند و بعد از کلاس خارج میشن ....

چند روز پیش مهمان داشتیم .... از صبح به سلمان تذکر دادم که باید اتاقش مرتب باشه و چند بار خواستم کمک کنم ! و اتاق را مرتب کنبم ولی نگذاشت و دایم میگفت خودم مرتب میکنم .....

بالاخره مهمان ها آمدند و اتاق هنوز مرتب نشده بود ..... خیلی جدی از همه دعوت کرد که به عنوان بچه های کلاس برن تو اتاقش تا درس بده!!!! 

بعد از چند دقیقه درس دادن و شعر خوندن گفت : خب حالا کلاستون را مرتب کنین بعد از کلاس برین بیرون !نیشخند

وتا مرتب شدن کامل اتاق اجازه خروج به هیچکس نداد!نگران

پ.ن: حال من که مشخصه آخ.... ولی پدر محترم از رفتار پسرک به شدت کیفور!!! شدند