پسرم سلمان... دخترم آوین

سلمان به معنی سالم و مبّرا از عیب و نقص و آفت ....... آوین به معنی به زلالی آب و درکردی به معنای عشق

مامان نوردی
ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٦ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: سلمان

سلمان همیشه عادت داره از سر و کول من بالا میره .... خیلی دوست داشتنیه ولی گاهی هم گره خوردن موهام و کشیده شدن اونها باعث میشه تحملم را از دست بدم و نذارم به مامان نوردیش! ادامه بده ..... اتفاقات زیر به ترتیب زمانی در طی  مامان نوردی رخ داده 

 

سلمان بیست و دو ماهه .......من در حال کتاب خوندن ..... سلمان باشکم روی سر من خوابیده!!! گردنم درد گرفته و هر بار میارمش پایین مثل برق برمیگرده سر جاش ..... موهام به هم گره خورده و داره کنده میشه  ....کلافه

-مامانی ..نکن میوفتی 

*نی اووتم (نمی افتم )

-اخه اون بالا چی کار میکنی ؟

*پیتیکو میتونم (پیتیکو = اسب سواری میکنم )

-مگه من اسبم ؟!

*نه تو الاخ ِ منی !!!!!!(نه تو الاغ !!منی )خنثی 

 

سلمان بیست و چهار ماهه ..... خونه مامان و بابای من ...... سر میز عصرانه ..... به جای غذا خوردن از سر و کول من بالا میره ..... میارم پایین ....درباره میره بالا ..... خب من روی صندلی نشستم و همه اطرافم لبه های تیز میز و کابینت و غیره هست .... 

-نکن عزیزم ...خطرناکه بشین رو صندلی غذا بخور

*نییییییخام (نمیخوام)

ـ خب برو تو هال .... انقدر کار بد نکن 

* کار حوب میتوونم ،بازی میتونم  (کار خوب میکنم ،بازی میکنم ) 

-نه این کار بده ...خطرناکه ..هم مامان اذیت میشه هم خطرناکه  اصلا این چه جور بازیه؟

*میموووون بازی!!! من مییمون هستم تو دِلَخت (درخت).......

مامانم متوجه جمله سلمان نشدند و ازش پرسیدند که تو چی هستی ؟ اسمت چیه؟

*من مییموونم اسمم مانتیه(monkey)

 

 

سلمان بیست و پنج ماهه 

من سرخوش و سرحالم و از این مامان نوردی لذت میبرم ...روی زمین نشستم و به مبل تکیه دادم ...سلمان از روی شونه من میره رو مبل و خودش را میندازه رو سر من و باکله ! لیز میخوره میاد پایین تو بغلم .....( نگران نباشین تعریفش خطرناکه ولی واقعا خطر نداره همه اطراف هم پشتی و بالش چیده شده ) بعد می ایسته و دستش را میندازه گردنم و بوووووووس بوووووووس ..... لباس استین حلقه پوشیده ....تو یکی از سانس های بوس بارون!‌بازوش را گاز گرفتم ...... 

دو قدم رفت عقب...تو چشمام زل زده .....میگه :* مامان داز تار بدیههههناراحت

ـ ببخشید 

* حالا بوس تُن تا حوب شه ....درد دِرِِ ِفت 

-ماچ

بعد دستش را دراز کرده که با من دست بده و میگه :

* دُول  بده دیده تار بد تترار نشه !! (قول بده که دیگه کار بد تکرار نشه )بغل