پسرم سلمان... دخترم آوین

سلمان به معنی سالم و مبّرا از عیب و نقص و آفت ....... آوین به معنی به زلالی آب و درکردی به معنای عشق

خواب
ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: سلمان

 صدای پدر و پسر از اتاق میاد ..... قراره خوابوندن سلمان را یاد بگیرم .....

کار آسونیه .... بخوابین ... خونه را ساکت کنین ... چراغا را خاموش کنین .... براش شعر بخونین ..... اینا راه کارهایی هست که از دیگران میشنوی ولی وقتی نمیخواد بخوابه نمیتونی هیچ کاری کنی  ... و این آخری را فقط قشر خاصی متوجه میشن .... فقط اونایی که یک بچه سخت خواب!!! داشته باشن 

ادامه سناریو 

صدای پدر : + بخواب عزیزم برات قصه بگم ... یکی بود یکی نبود ... یه روز یه اقا شیره بوده که یه پسر داشت ... اسم پسرش سلمان بود .... سلمان خیلی پسر خوبی بود و .......(از دو تا ده دقیقه ادامه داستان) 

کم کم صدای پدر آرومتر میشه .... فاصله کلمات بیشتر میشه و .......... سکوت .........

از خوشحالش نمیدونی چکار کنی .... پاورچین ، پاورچین میری سمت اتاق ....بعله پدر خوابیده .....و پسر ...... نشسته بالا سر پدر با موهاش یا با عینکش یا با موبایلش یا با هر وسیله دیگه ای که ممکنه اون نزدیکی باشه بازی میکنه ....... چشماش که به تو میافته با معصومیت میگه : دسّه تموم نشد (قصه تموم نشد ). و دو دقیقه بعد مامان نوردی آغاز میشه ..........

و از همه داستان زیباتر اینه که فردا پدر با افتخار میگه : دیدی خوابوندنش سخت نیست ... باید حوصله داشته باشی