پسرم سلمان... دخترم آوین

سلمان به معنی سالم و مبّرا از عیب و نقص و آفت ....... آوین به معنی به زلالی آب و درکردی به معنای عشق

دختر عمو
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ آذر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: سلمان

از صبح انواع و اقسام اسباب بازیها ... مداد ..... گوشی تلفن..... قاشق... کفگیر..... شیشه عطر وهر چیزی که به دستش میرسید را از یقه وارد لباسش  میکرد .... چند بار تذکر دادم که این بازی خوبی نیست و باعث میشه لباست زشت بشه ولی کو گوش شنوا .... عصر میخواستیم بریم بیرون لباسش را که پوشوندم فریادش رفت هوا ..... یه مداد تو لباسش بود که به کش شلوار گیر کرده بود  پوستش را خراش داده بود ( مداد هیچ وقت در دسترسش نیست .... این یکی هم سر نداشت ولی نمیدونم از کجا پیدا کرده بود) 

دیگه داشتم کلافه میشدم .... با عصبانیت پرسیدم:- آخه واسه چی اینا را میفرستی تو لباست ؟

* توتیچه ... میحام بُزُرد بشه ! ( کوچیکه میخوام بزرگ بشه )

- تو لباست بزرگ میشه ؟

*آیه مثه دوتَر عمو (آره مثل دختر عمو )

-تعجب

-خنده

نمیدونم چطور این موضوع دختر عمو را براش توضیح دادیم که فکر میکنه خاله نرگس بچه را از یقه انداخته تو لباسش تا بزرگ بشه .... و فکر میکنه هر چیزی که سایزش به نظرش کوچیک میاد با ورود به یقه بزرگ میشه