پسرم سلمان... دخترم آوین

سلمان به معنی سالم و مبّرا از عیب و نقص و آفت ....... آوین به معنی به زلالی آب و درکردی به معنای عشق

اسباب کشی
ساعت ۱:٥٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ اسفند ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: سلمان

چند ماه اخیر حسابی گرفتار بودیم ..... خونمون را عوض کردیم و از خونه ای که تمام خاطرات بارداری و زایمان  توش بود دل کندیم .... هنوز هم از محله قدیمیمون رد میشیم دلمون برای خونه قبلی تنگ میشه .....

و اما اسباب کشی

با یه فرشته دو سال ونیمه حسابی سخت بود ..... واسه اسباب کشی برنامه ریزی کردیم که به مرور وسایلی که استفاده نداره را جمع کنیم و داخل کارتن بذاریم که اسباب کشی راحت تری داشته باشیم ......... خب توی خونه ما دو جا وسایل زیاد داشت که کمتر استفاده میشد..... اتاق سلمان و آشپز خونه! وسایل آشپز خونه یکروزه به کارتن منتقل شد و شماره بندی شد و کنار سالن روی هم چیدیم ....... ولی وسایل سلمان حدود یک ماه وقت گرفت ..... نکته اول این بود که وقتی سلمان بیدار بود اصلا نمیشد دست به وسایلش بزنیم ..... شاکی میشد که اینا اسباب بازیهای من هستن و من دوست ندارم وسایلم را توی کارتن بذارم .......

با هزار ترفند وقتایی که خواب بود یه سری اسباب بازی را جمع کردیم وکنار گذاشتیم .... بعد از یکی دو روز یک روز صبح سلمان تا از خواب بیدار شد رفت تو اتاقش و یک کم اسباب بازیها را زیر و رو کرد و با یک چهره نگران اومد سراغ من ....

- ماشین پلیس آبیه که چراغ سبز داشت کجاست ؟

+ نمیدونم

- فکر کنم گم شده ... بیا صداش بزنیم تا پیدا بشه!!!

+ باشه بریم

همه اتاق را گشتیم .... نبود ....احتمال دادم که جمع کردم و داخل کارتن گذاشتم .... برای همین همه تلاشم را به کار بردم که فراموش کنه.... ولی اصلا یادش نمیرفت .... تا دو سه ساعت ناراحت بود و هر چند دقیقه یکبار میرفت تو اتاق و ماشینش را صدا میکرد ....... بالاخره تسلیم شدم .... رفتم ماشین را پیدا کردم .و تحویل دادم ... نیم ساعت بعد دنبال ببعی سفیده که دمش کوچیک بود ..... بعد کتابه که وقتی نی نی بودم میخوندی حیوون داشت .... بعد .............

همه کارتن ها را خالی کردم .. لیست محتویات کارتن ها را نوشتم تا حداقل وقتی چیزی میخواد مجبور نباشم همه کارتن ها را خالی کنم ......

ولی واقعا تعجب کردم ..... همیشه فکر میکردم سلمان اسباب بازی زیاد داره برای همین با هیچ کدوم بازی نمیکنه و اسباب بازیهاش را دوست نداره ..... ولی طی این مدت دیدم نه تنها با همه اسباب بازیهاش بازی میکنه بلکه برای هرکدوم هم یه اسم یا ویژگی توی ذهنش داره