پسرم سلمان... دخترم آوین

سلمان به معنی سالم و مبّرا از عیب و نقص و آفت ....... آوین به معنی به زلالی آب و درکردی به معنای عشق

اصطلاحات سلمان !
ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ اسفند ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: سلمان

همیشه عاشق حرف زدن های غلط بچه ها بودم ..... وقتی فعل ها و ضمیر ها را اشتباه میگن ضعف میکنم ..... از وقتی تصمیم گرفتیم بچه دار بشیم!!! همیشه به این فکر میکردم که بچه من! چطور حرف میزنه ..... و چه اشتباهات شیرینی داره ..... سلمان هم لطف کرد و با حداقل اشتباه حرف زد!!! ضمیر ها و فعل ها را درست و سر جای خودش به کار میبرد .... البته با این وجود برای حرف زدنش جون میدم .... از چند ماه پیش که دامنه لغاتش حسابی پیشرفت کرد و خوب و روون ( البته از نظر من ) حرف میزد شروع کرد به ساختن اصطلاحات از کلماتی که بلد بود ...... و من .......... وای خدا از خوشی میمیرم ... هر بار که یک اصطلاح جدید میسازه و روی اون پافشاری میکنه ....

اولین اصطلاحش که الان یادم میاد را شیراز ساخت!!! مامانم مشغول بافتن ژاکت برای سلمان بود ..... کلا این رفتارهای زنانه برای سلمان غریب بود ... بافتنی و دوختن و قلاب بافی را اصلا تو خونه ندیده

رفت و ربع ساعت بدون حرکت به دستای مامانم زل زد! بعد پرسید :

-مامانجون چیتار میتونی؟ (چکار میکنی؟)

+برات ژاکت میبافم .

اولش که حسابی خوشحال شد و عکس ژاکتش را کشید و در مورد اندازه ژاکت نظر داد و.... بعد از نیم ساعت خسته شد 

-مامانجون بریم بازی

+اینو ببافم میام

- نه بافت نکنقلب بغل

تذکرات متعدد دیگران ( من که تذکر نمیدم )برای تصحیح هم تا کنون تاثیری نداشته

 

بقیه اصطلاحات را هم تک تک مینویسم( به تدریج )

_ خیسِمون شد ( به معنی خیس شدیم )بغل

 ×سر میز غذا .... باباش واسه هر سه مون نوشیدنی ریخت تو لیوان .......... با خوشحالی میگه

_برام آب ریزیدی!!!!