پسرم سلمان... دخترم آوین

سلمان به معنی سالم و مبّرا از عیب و نقص و آفت ....... آوین به معنی به زلالی آب و درکردی به معنای عشق

یاسمن
ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ فروردین ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: سلمان

پیشبند یاسمن خونه ما جامونده ............ گرفته دستش راه افتاده ........ به آدمایی که تو کوچه راه میرن ( از تو بالکن طبقه چهارم با فریاد )... و نگهبان و حتی  تلفنی به مامانم توضیح میده :

این لباس دووتر ( دختر) عمومه! خیلی توچولوئه ..... نباید دست بزنی .... باید انگشت بزنی قلب

اسباب بازیهاش را جمع کرده گوشه اتاق ..... در حد دو تا قطعه شکسته را گذاشته جلو در و با بغلی پر از اسباب بازی بین تپه اسباب بازی ها و اون دو تا قطعه جلو در در حال رفت و آمده ........... چند دقیقه ای نگاه کردم .... چیزی از کاراش سر در نیاوردم ........از خودش پرسیدم

میگه .... اونا ( دو تا قطعه دم در ) برای یاسمنه ..... اینا را میخوام بدم یاسمن بازی کنه ولی نمیتونه!!!!!!

(اینکه کی نمیتونه را هنوز نفهمیدم ...... یاسمن نمیتونه؟ .... دل سلمان نمیتونه ؟)