پسرم سلمان... دخترم آوین

سلمان به معنی سالم و مبّرا از عیب و نقص و آفت ....... آوین به معنی به زلالی آب و درکردی به معنای عشق

هواپیما
ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: سلمان

سلمان تا یک سال و نیمگی بچه خوش خوراک و تپلی بود.... بعد از اون،  و تو این یک سال و دو ماه وزن که اضافه نکرد هیچ.... یه مقدار هم کم کرد..... چون سالمه و مشکلی نداره چندان نگران نبودم .... تاااااااااااا این مدت عید و غذا نخوردن سلمان در حضور خانواده ها!!!.... همه ی توبیخ ها  برای من بود ... درست غذا نمیدی به بچه .... درست غذا خوردن یادش ندادی ... حوصله نداری و ............

ناراحت که نشدم ... چون حرفاشون را اصولا قبول نداشتم ولی یک کم! مردد شدم که شاید باید! بیشتر وقت بذارم .... 

با وقت بیشتر هم نتیجه ای نگرفتم .... امروز تصمیم گرفتم با بازی غذا بخوریم ..... قرار شد قاشق غذا هواپیما باشه و بره تو دهن سلمان .... ساده ترین و رایج ترین بازی غذا خوردن ........... با کمال میل اومد و نشست پشت میز و با خوشحالی بازی را پذیرفت .....هورا

قاشق از بشقاب بیرون اومد............. با عصبانیت اعتراض میکنه که هنوز اجازه ندادم پرواز کنه ..... 

_خب اجازه بده

+ مسافران محترم !!!! لطفا کمربندهاتون را ببندین.... نقاشی نکنین ( یعنی میز ها را ببندین) ما میخوایم پرواز کنیم !*

_ همه آماده ان

+نهههههههههههه....کمربنداشون کوووووووووووووو؟ 

یه تیکه نون را گذاشتم رو قاشق ... 

_این هم کمربند 

+ حالا پرواز کن.....

پرواز کردیم !

_ آماده برای فرود تو دهن سلمان 

+نهههههه باید به مسافرا غذا غذا بدی بخورن 

یه تیکه نون دیگه به عنوان غذا تقدیم مسافرا شد 

_ آماده برای فرود تو دهن سلمان 

+نههههههههههههههههه غذاهاشون را جمع کنیم 

غذاها جمع شد 

_ آماده برای فرود تو دهن سلمان 

+نهههه هنوز نرسیده 

( چند دقیقه ای تو هوا میچرخیم )

_ آماده برای فرود تو دهن سلمان 

+نههههه کمربندها را ببندن 

_بسته ! ببین 

همه چیز برای فرود آماده است و توسط سلمان چک میشه 

+ مسافرا را پیاده کن تو بشقاب (قُشقاب) هواپیما (هَمپیمیما) بیاد تو دهن من 

_نه مسافرا هم باید بیان

+ خب بیان ... آآآآآآآآآآآآم 

+ ممنون (منٌون )  بقیه( بدیه ) مسافرا برن بلیط بخرن  فردا بیان !!تعجب

به این ترتیب ما  بیش از نیم ساعت با هم هواپیما بازی کردیم ....  !!!!خنثی

 

 

*پ.ن: نوشتن با کلام سلمان برام خیلی شیرین بود و هست ... ولی خیلی سخت شده ...