پسرم سلمان... دخترم آوین

سلمان به معنی سالم و مبّرا از عیب و نقص و آفت ....... آوین به معنی به زلالی آب و درکردی به معنای عشق

دل نوشته
ساعت ٥:٤۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: وصیت

خسته ام از دیدن دو رنگی ها و سیاست بازی های بی دلیل  .... خسته ام از دروغهایی که میشنوم و نمیتونم جواب بدم .... خسته ام از لبخندهای مصنوعی ... از بی حرمتی هایی که در غالب احترام میبینم .... خسته ام از دیدن بدی ها و شنیدن دروغ ها ..... خسته ام 

خسته شدم از بس در مقابل دروغ ها لبخند زدم و چیزی نگفتم ....... خسته شدم از اینکه در جواب چشم پوشی از اشتباهات دیگران رفتاری دیدم که گویا نفهم! فرض شدم .. 

خسته شدم از اینکه نمیتونم رفتارهای بدی که میبینم را تلافی کنم 

خسته شدم از غربت و تنهایی .........

خسته شدم از جدال دل و عقل .... یکی دوست داره محبت کنه و همه دنیا را دوست داشته باشه و یکی شاکی از عکس العمل ها 

 

پسرم .. نازنینم ... سعی کن همیشه خودت باشی ... برای خوشامد دیگران رفتاری مغایر با احساساتت نشون نده ... بهتره ساکت باشی ولی دروغ نگی.... عزیزم کسی که تو را دوست داره و به تو محبت میکنه میفهمه که راست میگی یا دروغ ....... دروغت فقط قلبش را میشکنه ..... خوبی های دیگران را ببین  ... زیبایی ها را به زبان بیار ولی تملق در شان تو نیست .... تملق همون تعریف دروغ و الکیه 

عزیزم محبت و عشق بزرگترین سرمایه است.... با قدر شناسی سرمایه ات را بیشتر کن .....

عزیزم..... وقت و انرژی ارزشمند تر از پول ه ...... قدرشناس باش.... هدیه را به قیمت ارزیابی نکن .... هدیه نشونه وقتی هست که برای تو گذاشته شده ....

عزیزم یاد بگیر محبتت را جایی خرج کنی که قدرشناس باشن ..... 

 

پ.ن: نمیدونم چرا فیلسوف شدم ........ ولی اینا را برای سلمان نوشتم تا خودم هم بخونم .... شاید اخلاقم درست شد!!!!