پسرم سلمان... دخترم آوین

سلمان به معنی سالم و مبّرا از عیب و نقص و آفت ....... آوین به معنی به زلالی آب و درکردی به معنای عشق

مادر
ساعت ٤:٠۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ مهر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: مادرانه

خدایا .... بهشتت هم برای زیر پای مادرم کم است .... ولی همه بزرگی و مهربانیت را با این که گفتی بهشت را زیر پای مادران میگذاری نشان دادی...

مادر عزیزم ... گرچه میدانم هیچ وقت اینجا را نخواهی خواند .... ولی هر روز با هر نفس بیشتر به قدرت و مهربانی و مادری هایت پی میبرم .... کاش فاصله ای بین ما نبود تا روزی هزار بار دستانت را ببوسم

من مادرم .... با وجود ضعف هام ... با وجود کم کاریهام ... با وجود خستگی های جسمی و روحیم .....من مادر یک پسر سه سال و دو ماهه ام و از اول راه فهمیدم که چه راه دشواری در پیش رو دارم ..و روز به روز دشواریهای جدیدی را با تمام وجود حس میکنم ... مادر بودن به اندازه همه ی دنیا شیرینه ولی به همین اندازه دشوار ..... من مادرم و میبینم وحس میکنم که مادر بودن میتونه تا عرش انسان را بالا ببره ......خدایا .... کمک کن باطن وجود و مادر بودنم هم بتونه در حد و اندازه اسم مادر باشه 

 

میدونستم  که مادر بودن فقط به دنیا اوردن و بزرگ کردن یک بچه نیست ....میدونستم که تربیت بچه خیلی سخته ولی مدتیه با تمام وجود حس میکنم  که تربیت بچه خیلی  خیلی خیلی سخت تر از چیزیه که همیشه فکر میکردم .... و هر بار سختی این راه را حس میکنم بیشتر از قبل قدردان زحمات مادرم و مادر همسرم میشم .....

گرچه زمانی برای این قدر دانی از مادر همسرم نداشتم .....خدا این نعمت را خیلی زود از ما گرفت و یه بغض به جاش توی گلومون گذاشت .... یه بغض که هر بار با دیدن اسم مادر .. با دیدن محبت مادربزرگها به نوه هاشون .... با دیدن هر عروس و مادر شوهری میباره ... کاش بود و میتونستم دستاش را ببوسم ... کاش بود و میتونستم بگم که حق داره ... در همه موردی حق داره .... ،حق داره چون مادره ..... حق داره چون تمام خوبیهای همسرم را مدیون اونم .... مدیون مهربانیهاش.....کاش بود و میتونستم بگم که الان میفهمم  دلشوره هاش را ..... الان میفهمم وقتی از ما در مورد غذایی که میخوردیم میپرسید حق داشت .... نگران بود، .... کاش بود و حلالم میکرد ........