پسرم سلمان... دخترم آوین

سلمان به معنی سالم و مبّرا از عیب و نقص و آفت ....... آوین به معنی به زلالی آب و درکردی به معنای عشق

یک تولد با دو فرزند
ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: مادرانه ، سلمان ، آوین

حدود ساعت سه:

لیوان های چای سرد شده را از روی میز جمع کردم. ... روزنامه ها را از روی زمین جمع کردم و کوسن های مبل را مرتب کردم .... یه نگاه به خونه انداختم یه نفس عمیق و به خودم افتخار کردم که با وجود دو تا بچه خونه و زندگیم مرتبه ! سلمان مشغول بازی بود آوین را بردم حمام ..... هر دو سه دقیقه یکبار سلمان میومد و سوال میپرسید .... رنگ هام کجاست .... قلمو؟ ... مقوا ..... دستمال ؟.... شیشه شو؟ ... از حمام که بیرون اومدیم با یک پسر سرخپوست مواجه شدیم با لباسهای رنگارنگ و خونه رنگی .... مشغول رنگ کردن دیوار دستشویی بوده که سر و صورتش هم رنگی شده و بدون اینکه متوجه باشه جورابهاش هم رنگی شده و به این ترتیب مسیر دستشویی تا حمام در  و دیوار و کف زمین و قالی رنگی شده ....... آوین هم انقدر گرسنه بود که تمام مدت خشک کردن و لباس پوشوندن گریه میکرد ....  و من....... هیپنوتیزم

ساعت هفت : آوین بعد از دو بار تعویض لباس یکی به خاطر بالا آوردن و یکی هم پس دادن دستشوییش به لباس با زور خوابیده ..... سلمان دوش گرفته دستشویی را شستم ،دیوارهای راهرو تمیز شده ... من سر تا پا خیس و رنگی با کمر درد و درد شانه و دست و پا و سردرد ناشی از خستگی و خواب آلودگی به قالی یاسی با لکه های سبزم نگاه میکنم و امیدوارم قالی شویی بتونه لکه ها را پاک کنه .... 

میرم سر و وضعم را مرتب کنم و آماده باشم برای جشن تولدم .....یه تولد با دو فرزند .... شیرینترین تولدی که تا حالا داشتم 

ورودم به دهه چهارم مبارک !