پسرم سلمان... دخترم آوین

سلمان به معنی سالم و مبّرا از عیب و نقص و آفت ....... آوین به معنی به زلالی آب و درکردی به معنای عشق

خرید و جایزه
ساعت ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٥ امرداد ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: سیسمونی

سلام

دیروز من پسر خوبی بودم و مامانی را اذیت نکردم ولی اونم از فرصت سواستفاده کرد و با بابایی رفتن خرید . اخه مامانی میخواد بره عروسی و لباس نداشت یعنی تو لباسایی که داشت من حساب نشده بودم . منم پسر خوبی شدم و مدت خرید از خر شیطون پیاده شدم  مامانی هم که از خوشحالی داشت رو سر من (تو دلش) قند آب میکرد تصمیم گرفت واسه من جایزه بخرهاز خود راضی 

اول اینا را خرید که امسشون بخوره و واسه اینه که مماغ کوچولوی من کیپ نشه

بخور سرد وگرم

بعدش هم اینو خرید که امسش پشه بنده و واسه وقتیه که میریم باغ تا من توش بخوابم و پشه ها نیشم نزنن

پشه بند

بعد هم این کفشا را خریدن که من بپوشم و همراه بابایی برم شرکت !!!!!

کفش

اینا هم یکیش واسه اینه که دل منو ماساژ بده تا من دل درد نگیرمبغل

واون یکی هم واسه وقتیه با مامان میریم ماشین سواری ،دنش واسه من تنگ نشه و بتونه منو ببینهمژه

colic pad & mirror

این هم کلاه و شال گردن که تو سرما بپوشم وسرما نخورم

شال و کلاه

مرسی بابایی که مامان را بردی واسه من جایزه بخره ولی من سوارکاری با خر شیطون را خیلی دوست دارم نیشخند

پ.ن١ :این اقا پسر بلافاصله بعد از اخرین خرید سوار بر خر شیطون مشغول سوارکاری شدند

پ.ن ٢: پیشاپیش به اطلاع خاله و عموها که میخوان منو دعوا کنن که اقا پسر را خسته کردم ،میرسانم که تمام پروسه خرید کلا یک ساعت هم نشد