پسرم سلمان... دخترم آوین

سلمان به معنی سالم و مبّرا از عیب و نقص و آفت ....... آوین به معنی به زلالی آب و درکردی به معنای عشق

سریر پادشاهی
ساعت ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: مادرانه ، سیسمونی

پسر گلم واسه اومدنت روز شماری میکنیم البته هر وقت انقباضا جدی میشن جا میزنم اخه هنوز اسم نداری اتاقت هم لوستر و پرده نداره .البته واسه  اسم  زیاد نگران نیستم چون میدونم بالاخره بابایی تصمیم میگیره ولی  اون  دوتا  را  باید به امید  مامانجون باشی

امروز دوتا اتفاق افتاد

اولی صبح بود که من داشتم واسه بابایی سوپ درست میکردم و اب مرغ داغ ریخت روم و  از گردن به پایین سوختم چون هیچ دارویی نداشتم روی سوختگی ها خمیر دندون زدم . نمیدونم چه تاثیری داشت که تو تمام مدتی که خمیر دندون روی شکمم بود ورجه وورجه کردی و حسابی تلافی سوختگی دیوار محل  زندگیت!! را سر مامانی در اوردی.این بار  که گذشت ولی پسر گلم جایی که میسوزه را از داخل لگد بارون نمیکنن به خدا خیلی دردناکه

دومی عصر بود که مبلت را اوردن . دیگه سریر پادشاهیتون هم اماده شده . هر بار که نگاش میکنم و قربون صدقه ات میکنم با ناز پاتو توی پهلوم قشار میدی . میترسم اخرش این پوست پهلوی منو سوراخ کنی و بزنی بیرون!

مامان به قربونت که از خودت مبل هم داری ماچ