پسرم سلمان... دخترم آوین

سلمان به معنی سالم و مبّرا از عیب و نقص و آفت ....... آوین به معنی به زلالی آب و درکردی به معنای عشق

F=m.a
ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۳۱ امرداد ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: مادرانه

ماجرا، همین‌قدر فیزیکی است؛ نیرو برابر است با جرم ضرب در شتاب. اگر فقط m تعیین کننده بود، قضیه چندان هم سخت نبود. جرم بچه (و مادر بچه!) روز به روز بیشتر می‌شد و نیروی لازم برای زندگی هم بیشتر. یعنی ماه اول چند گرم، چند گرم به زندگی اضافه می‌شد و ماه آخر چند صد گرم، چند صد گرم.

اما این وسط a هم هست؛ شتاب.

حتی اگر هیچی از جرم و شتاب و نیرو و فیزیک هم یادت نمانده باشد، بارداری مفهوم a را طوری بهت می‌فهماند که تا عمر داری، یادت نرود. برای من، که اصولا بارداری خوب و بی‌مشکلی را تا الان داشته‌ام، ماه‌های اول یک تفریح بزرگ بود. سرعت تغییرات طوری بود که هر ماه یادت می‌آمد یک چیزی تغییر کرده. یادت می‌آمد نی‌نی بزرگ شده و قضیه دارد جدی می‌شود. اما کم‌کم روزهای مادرانه عوض شد. حالا دیگر برای این که تغییری در خودم ببینم، لازم نیست بروم سونوگرافی یا روی ترازو یا پیش دکتر تا برایم بگویند که دستگاه گوارش پسرت تکمیل شده یا وزنت نیم کیلو بیشتر شده یا بچه توی دلت چرخیده. حالا هر روز صبح که از خواب بیدار می‌شوم، آدم جدیدی توی آینه می‌بینم. هر شب موقع خواب یک جای جدید به جاهایی که درد می‌گیرد اضافه می‌شود. دنده‌هایی که زق زق می‌کنند، بالا و بالاتر می‌آیند. حلقه‌ام تنگ و تنگ‌تر می‌شود و لباس‌های دیگرم یکی یکی از دور خارج می‌شوند. این‌ها همه به کنار. این روزها من و نینی هر روز بیشتر و بیشتر با هم آشنا می‌شویم. گاهی خودم از چیزهایی که می‌دانم تعجب می‌کنم. وقتی  دارد جفتک و بالانس می‌زند، می‌توانم بگویم این کجایش است؛ زانو، آرنج، کف پا یا انگشت‌های دستش. می‌توانم بدانم کی خواب است و کی بیدار. می‌توانم حدس بزنم چه غذاهایی را دوست دارد و کدام‌ها را نه. عجیب است، اما این شتاب دارد بی‌امان ما را با خودش می‌برد.

هنوز دو هفته مانده. این روزها بیشتر از همیشه دارم Fهای زندگی‌ام را برای بیشتر شدن m و a جمع می‌کنم. به زودی به یک F باورنکردنی برای به دنیا آوردن  و بزرگ کردن‌اش نیاز دارم. Fی بیشتر از همه Fهایی که در فیزیک خوانده بودیم. اندازه F خورشید برای زایش نور.

 ازوبلاگ دوست عزیزم من.جون