پسرم سلمان... دخترم آوین

سلمان به معنی سالم و مبّرا از عیب و نقص و آفت ....... آوین به معنی به زلالی آب و درکردی به معنای عشق

سلمان ۱۱ ماه و چهار روزه!!!
ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٩ امرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: مادرانه

یازده ماه و چهار روز شیرین و به یاد موندنی را گذروندیم

من و سلمان!!!

دلتنگ روزهای رفته و منتظر روزهای پیش روییم.

هر بار به سلمان نگاه میکنم قلبم فشرده میشه از عشق !!!!!!! نمیدونم چرا حس میکنم قلبم فشرده میشه ولی واقعا احساس فشار + شادمانیه 

سلمان با سرعت باور نکردنی در حال پیشرفته

پیشرفتای حرکتیش زیاد سریع نیست ولی تو مهارت بازی و مهارت زبونی!!!!!! خیلی خوب پیش میره

به حرف زدن خیلی علاقه داره 

هر حرفی ما میزنیم و هر شعر و داستانی که واسش میخونیم را با اوا تکرار میکنه 

کلمات ماما ، بابا ، بَه بَه ، اَم (غذا) ، بَه(خوشمزه!) ، یِ(یک)، دِه (سه)، شا پش (چهار پنج)، دَس (دست) ،پَ ( پر) ،بُدُو ، مَنه (مال منه!) پشی (پیشی) را به کار میبره 

فوت میکنه و سوت میزنه البته نتیجه هر دو کار یکیه و میگه سسسسسس و فوت میکنه!!!

آهنگ old Mac Donald را خیلی دوست داره و همراه تمام حیوانات از خودش صدا میسازه!!

کلاغ پر بازی میکنه و سه چهار بار تنهایی انگشتش را میذاره زمین و برمیداره و میگه پَ بعدش هم دست میزنه!(احتمالا جاییه که سلمان! را هم گفته پر!!!)

با لگو هاش بازی میکنه و میتونه دوتاش را به هم بچسبونه! و جدا کنه 

با مداد و خودکارای من خط خطی میکنه البته در حد دوتا خط چون بعدش باید کاغذش را پاره کنه!!

 

دستمال را میگیره و دست و دهانش را تمیز میکنه بعدش

 

دستمال به دست تمام خونه را تمیز میکنه !!

دست به وسایل باباش میزنه ، خودش میخنده و میگه دَسسسسسسسسس! یعنی دست نزن

هر کسی ازش دور بشه واسش بای بای میکنه

عاشق دست زدنه 

عاشق ارتفاعه از اسکی فضایی و میز هال بالا میره و اون بالا داد میزنه شا ، پش!!!!!!! احتمالا شمارش واسه پایین پریدنه ولی تا الان همیشه سر پش!! رسیدم و نجاتش دادم

عاشق راه رفتن با کمکه

اگه یکدفعه دستش را رها کنم و متوجه نشه حدود یک متر میره و میفهمه رها شده و خودش را پرت میکنه رو زمین!!!!!!!

عاشق کار با کنترله باید تلویزیون را روشن کنه با کنترل بازی کنه تا خیالش از سلامت تلویزیون راحت بشه اگه کنترل کار نکنه واویلاست!!!!!!!

تلفن را برمیداره و بازی میکنه اگه دستش به تنه اصلی برسه که یک ساعت مجبوریم پیغامهای تلفن را گوش کنیم !!!!! اگه فقط گوشی باشه باید دو دقیقه یکبار چک کنیم که شماره نگرفته باشه تا حالا چند بار از تلفنای حافظه استفاده کرده و احوال مامانجون و عمو جون و دایی جون و خاله جون را جویا شده!!!!!!!!! 

عاشق برف پاک کن ماشینه !!!

زبونش و دستاش را میشناسه و نشون میده 

و محبوبترین فعالیتش باز و بسته کردن در بطریه!!! اگه در یخچال باز شد و سلمان دید باید همه بطریها را چک کنه بعد اجازه میده در یخچال را ببندم

و .......

کلا روز به روز شیرینتر و عزیزتر میشه