تولد

اولین تصویر  یکسان بود .... یک نوزاد کمی کبود با لب های درشت و بینی ورم کرده که از وسط اون پارچه سبز چشم دوخته بود به من .......  خدایااااااا این چقدر شبیه سلمان ه ...... فقط کمی ظریف تر .... در حد نود گرم !  دست چپم را باز کردن ...... دستاش را گرفتم ... همون انگشت های باریک ... ولی با ناخن های بلند و تیز ..... صورتش را گذاشت روی صورتم .... همین که پوستش با اشک من خیس شد گریه کرد ...... گریه اش فرق داره ...... آرومتره!

/ 8 نظر / 22 بازدید
مریم مامان باران

عزیزم قدمش مبارک باشه چقدر خوشحال شدم خوندمت..........التماس دعا تو این روزهایی که با عشق شیر میدی......ببوسش حسابی....راستی واکنش سلمان چی بود؟؟

ماری

سلام مبارکه. خوش قدم باشه انشا الله.

کارن

سلام مبارک باشه عزیزم قدمش مبارک

نازی مامان آرتین

آخ مریم... مبارک باشه مبارک باشه این چند روزه همش تو فکرت بودم. چند بار خواستم زنگ بزنم... هربار ترسیدم بد موقع باشه... چدر خوشحال شدم ازتون خبردار شدم. انشالا همیشه شاد باشید و خانواده 4 نفریتون خوشبخت باشید

مامان علی 88

مبارک باشه. خوش قدم باشه براتون. آخی. دیشب خوابت رو میدیدم. زودتر بیا بهمون سربزن!

سارامین

هزار هزار مبارک باشه.... از توصیف قشنگت چشمام پر اشک شد....

فرانک

سلام مریم جان مبارک باشه انشاالله خوش وسلامت باشید

پانیذ مامان یسنا

مریم جون تبریک میگم انشاالله قدمش پر از خیر و برکت باشه