ببخشید

رفتیم پارک .... روی پله های سرسره یک پسر حدودا 6 ساله سلمان را هل داد و صف را نادیده گرفت .... برعکس همیشه که میترسید و دور میشد به پسره تذکر داد که نوبت منه!!!... ولی در جواب پسره هلش داد ...ناراحت شد و گفت بگو ببخشید ولی پسرک اصلا تو این وادی ها نبود.... خیلی جدی برگشت پایین به مامان بچه گفت:" بچه ات! را ببر کلاس خاله مسیحا تا یادش بده بگه ببخشید!"

/ 6 نظر / 18 بازدید
ملیکا

[لبخند] ماشااله ...................

مریم مامان باران

یعنی من کلا مخلصتم....عاشقتم........خوب کردی خاله! میبوسمت مرد بزرگ .

ماری

سلام شما هم به خانه کودک برج میلاد میرید؟ تعریفهاشو از نی نی سایت زیاد شنیدم همینطور یه عده ای که کاملا نظر عکس دارند. نمیدونم چرا به دلم نمیشینه. شما راضی هستید؟ به عنوان مهد از اونجا استفاده می کنید یا فقط ساعات خانه بازی؟ ممنون اگه جواب بدید.

خانوم خونه

سلام وبلاگت رو اتفاقی پیدا کردم کل پست های صفحه اولت رو خوندم یعنی عاشق پسر کوچولوت شدم با خوندن پست آخر که کلی خندیدم هم از ادبش خوشم اومد هم از اینکه مثل خیلی بچه ها ترسو نیست و حقش رو میگیره از این به بعد خواننده ی پر و پا قرص وبلاگت شدم

مامان علی 88

سلم دکترجون. ببخشیدا شما به این بچه میگین گوشه گیر!!!!!!!اون وقت من چی بگم!!!