بزرگ شدی پسرکم !

از تو اتاق خودش با فریاد میگه : مامان میشه برام گل قرمز بخری؟

 

- بله عزیزم ... حالا گل قرمز میخوای چیکار؟

+میخوام برم عروسی!

- عروسی کی؟

+ صهبا!......... تو میدونی عروسی صهبا کجاست؟

-نه ... تو میدونی 

+ نه منم نمیدونم 

- صهبا کیه؟

-اینم نمیدونم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

من فدای این فکر و تخیلات تو ..... آخه ما یه دونه صهبا نداریم که تو بشناسی...... آخرین عروسی که رفتی هم یکسال و چند ماه پیش بود .... در واقع تا حالا دو تا عروسی بیشتر نرفتی...................همه اینا به کنار..... گل قرمز از کجا بلدی؟؟؟؟؟؟؟قلب

بغل

 

/ 5 نظر / 11 بازدید
ایمان آرزه

سلام . از وبلاگِ زیباتون کوتاه دیدن کردم. با سلیقه اید ، خسته نباشید . حتما بهتر از این هم میشه . اگر وقت داشتید خوشحال می شم به دست نوشته های بنده سری بزنید و نظر زیباتون رو ثبت کنید. ضمنا! یادتون نره! تو نظرسنجی هم حتما شرکت کنید. سپاس

آریا برزین

مریم جون سلام .. مشالله به این آقای گل ... ایمیلت رو برام بزار یه عکس از سلمان جون برات بفرستم چون مامان ها توش بودن نمیشد روی صفحه نی نی سایت بزارم .... به امید دیدار زود

ر.جنکی

سلام. ای وای چه دیدنین ایشون

مریم مامان باران

میگم یعنی خاله اگر قول بدی همینطوری با این شور و حال احساساتی بمونی خودم به زور بهت دختر میدم.........قول میدما....... اونطوری بزرگم باشی عیبی نداره بوست کنم!!!!!!!!!!!هههههههه

مریم مامان باران

خوب مریم پس توافقات لازمه رو هم انجام بدیم منم خیالم راحت شه دخترم بی شوهر نمیمونه. از الانم خودم به داماد ایندم نظارت میکنم رمانتیک و عشقولانه بار بیاد. از بابت مامانشم خیالم راحته کاری ازش بر نمیاد دخترمو اذیت کنه[نیشخند] کجایی؟کارت داشتم که طبق معمول نبیدی.